X
تبلیغات
تخصصی شهدا و دفاع مقدس
تخصصی شهدا و دفاع مقدس
خاطرات و دل نوشته های شهدا- رزمندگان هشت سال دفاع مقدس
منوی اصلی
مطالب پیشین
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
درباره ما

سیدمجتبی هاشمی(جامانده)
جستجو
وصیت شهدا
وصیت شهدا
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
پیج رنک گوگل
آیه قرآن تاریخ روز جنگ دفاع مقدس
روزشمار فاطمیه اوقات شرعی آیه قرآن تصادفی
href='http://pichAk.nET/salavat/' rel="nofollow" >ابزار صلوات

ارسال شده در 93/01/22 ساعت  نویسنده : جامانده


به گزارش خبرگزاری کانون دانش آموزی پانا؛ می‌خواهم بنویسم از پستی و بلندی‌های کوچه، از بغض‌های در گلو مانده، از قصه غصه‌ها، از 300 نامرد جنگی، از به تاراج رفتن احساس، از گرد و خاک روی چادر، از سنگینی دست بر گونه شقایق، از ناله‌های بی صدا. خدایا ناتوان شد، کم آورد، کمرش خمید، قلمم را می‌گویم! بیچاره التماس می‌کرد که طاقت این همه غم و غصه را نداشت. آسمان مثل هر روز ساده و بی غل و غش، بی کدورت و یکدست برای بالا شهری و پایین شهری با طمأنینه رنگ عوض می‌کرد و به لحظه اجابت دعا یعنی غروب نزدیک می‌شد.


دلم گرفته بود؛ شنیدم نمایشگاهی برپا کردند با عنوان "حدیث غربت فاطمه" در کوچه‌های بنی‌هاشم. رفتم تا کمی آرام شوم.


 ابتدای در ورودی به کوچه‌ای قدم گذاشتم که سراسر بوی غربت و رنج می‌داد، برخلاف دیوارهای کاهگلی‌اش که حکایت از سستی و ریزش تدریجی داشت اما قدمتی عجیب در ذهن‌ها و دل‌ها و یادها داشت. یاد آن روزی که خورشید هم آرزو داشت نتابد و نبیند؛ چرا که در آن روز آسمانش را ربودند. آن روز مادری فریاد می‌زد و جوابش فریاد بودو غلاف شمشیر.


حس و حال عجیبی پیدا کردم! مردمی که هریک سر بر دیوار نمادین کوچه گذاشته بودند و هر کسی با خودش زمزمه داشت، گریه می‌کردند.


از کوچه های بنی هاشم که عبور کردم به خانه مردی رسیدم که قرآن ناطق بود. اینجا آخر دنیاست، اینجا اول بهشت است! اینجا همان جایی است که عرشیان و فرشیان در موردش نوشتند و گریستند و ناله سر دادند. خانه‌ای که از چشمه و تنورش گرفته تا مشک و‌ هاون و آسیابش همه از عشقی زیبا و ماورایی علی و زهرا حکایت می‌کرد. خانه‌ای که با تمام سادگی پر از شکوه و آرامش بود.


اینجا دیگر هیچ نیازی نبود کسی روضه بخونه، همه روضه خون شده بودن. اینجا کافی بود که چشم دلت رو باز کنی تا آینه‌ها رو ببینی. ببینی که مادری دستاشو دراز کرده، یه دستش به پهلو و دستی هم به سوی علی...


انگار صدایی می‌آید. آشناست، آری! صدایی همراه با گریه... گرد وخاک است... خوب گوش کن، او کیست؟ چه می‌گوید؟


ـ فضه به دادم برس.... ای وای مادرم.. علی را دریابید...اینجا دیدم کودکی گریه می‌کند و می‌گوید: مادر محسن !!! و دیگر هیچ...


رفتم که نبینم زجر های علی را که ناگهان چشمم به ضریح نمادین سید الشهدا افتاد.دیگر توان راه رفتن را نداشتم. وارد حرم شدم،در کناری خواهری را دیدم که از دوری برادر اشک می ریخت، فردی دست در حلقه های ضریح انداخته بود و بلند بلند فریاد می زد دلم کربلا می خواهد.


از پیچ و خم های کوچه ها، از مدرس و جایگاه تربیت شاگردان و عارفان امام جعفر صادق که عبور کردم به مسجدی رسیدم که نای گفتن ندارم.


 آن مسجد جایگاه لولاک لمّا خلقتُ الافلاک است. همان جایی که در حق دخترش در همین مسجد و بر روی همین منبر فرمود: « فاطمةُ بَضعَةُ مِنّی » و ابلیس تا آنرا شنید فریاد برآورد، ناله کرد که یاران من از این لحظه آماده شوید... و آنجا بود که طرح و نقشه‌های شیطانی پایه‌ریزی شد.


راوی توضیح می‌داد؛ مردم دل سپرده بودند. شنیدم که راوی گفت هر کسی عزیزی دارد و برای عزیزش توجه ویژه‌ای قائل است. عزیز خدا هم علی و فاطمه بودند و توجه ویژه‌اش به آنها، باز گذاشتن در خانه آن حضرت به مسجد و سدّ الأبواب بقیه بود. بقیه‌ای که چقدر هزینه کردند که به اندازه یک چشم، راه از خانه آنها به مسجد باز باشد و نشد.مسجد النبی مسجد عارفان بود.


خیلی زیبا بود که مکان هایی که در گذشته تاریخ در مسجد محل بحث و مباحثه بود امرزه جایگاه پرسش و پاسخ به شبهات دینی شده بود.باز هم از کوچه می‌گذری كوچه‌ای که یادآور سیلی خوردن یاس کبود در مقابل چشمان شیر ژیانی که دستانش را با ریسمان شیطانی خود بسته بودند تا او را بشکنند... باز هم کوچه و درد غربت و مظلومیت.

قلم دوباره بنویس از غم‌های بنی‌هاشم از سنگینی غربت آب.


غرفه های نمادین بهشت و جهنم ، مهدویت، جنگ نرم و دفاع مقدس در پیچ و خم این کوچه ها قابل مشاهده بود.


 اما رسیدم به فدک،باغی است در مدینه، سندی از مظلومیت؛ مظلومیت کسی که بنا به تصریح اسناد ملک شخصی حضرت زهرا شد و ظلم کسانی که حسادت بیچاره کرده بود آنها را؛ همان‌هایی که اولین روز خلافت وقتی تنها شدند به همدیگر گفتند: اگر فدک را که حق اوست به او دهیم فردایش باید کرسی خلافت را به علی تقدیم کنیم!


چشمه‌ای که در این بخش نمایشگاه دیده می‌شد، یادآور مهریه حضرت زهرا بود... عجب روزگاریست! مهر مادر... آب... کربلا... آب را به روی خیمه‌ها بستند.


نمیدانم تا الان ناله‌هایی که با گزیده شدن لب‌ها باشد دیده و شنیده‌ای یا نه؟ اینجا همان جاست... اینجا محل غم و حزن است. محل یادآوری خاطرات شیرین ام ابیها با پیامبر خدا(ص) مردم ازهمه جا آمده بودند و به همدیگر نشان می‌دادند. دختری برای مادرش توضیح می‌داد: بیت الاحزان اینجاست. پسری دست پدر را گرفته بود و می‌گفت: پدر اینجا مکان ناله‌های فاطمی است.


پیکر یاس کبود غسل و کفن شده آماده وداع با یار بود و دستان پدر منتظر به آغوش کشیدن کوثرش در قبر به آسمان برافراشته شده بود... تازه می‌فهمم عجب نام با مسمایی دارد این نمایشگاه: سوگواره حدیث غربت...


در نمایشگاه حدیث غربت در کوچه‌های بنی‌هاشم تقریباً می‌توان گفت بعد از خانه حضرت زهرا شلوغ ترین و پر رفت وآمدترین جا، جایی منصوب به قبرستان بقیع بود.


اینجا محفل خصوصی دل بود. بعضی‌ها بلند بلند گریه می‌کردند تا تلافی ناله‌های پشت قبرستان بقیع در مدینه را درآورند. حتی پس از مرگ هم در ظلم و مظلومیت اسیرند. اینجا همه به شبکه‌های سبز و دیوارهای آن تبرک می‌جستند.


خدایا... اینجا غربت نیاز به تشریح ندارد. حتی یک کبوتر هم بال‌هایش را سایبان نکرده است. اینجا دل بی تاب می‌شود. دل آب می‌شود. دستانی به دعا به آسمان بلند شده، مادری برای شفای دخترش، پدری برای عاقبت بخیری پسرش. توی آفتاب در طرف دیگری پیر زنی مشغول مناجات است. نزدیک می‌شوم…


خبرنگار : سید محمد حقایقی

ارسال شده در 93/01/20 ساعت  نویسنده : جامانده


امـــــــرود - نمایشگاه «حدیث غربت فاطمه» بزرگترین نمایشگاه فاطمیه کشور با وسعتی بالغ بر 5000 متر مربع به همت جوانان فرهنگی شهرستان به صورت خودجوش در حالی برگزار می شود که تعدادی از برترین نخبگان بومی حوزه و دانشگاه در این نمایشگاه جهت روایت، مشاوره و پاسخگویی به مردم حضور دارند.

 

لامرود در ادامه به معرفی تعدادی از این کارشناسان مذهبی می پردازد.

 

حاج سید احمد هاشمی، فوق دیپلم حسابداری از دانشگاه شهر کرد، طلبه درس خارج دارای مدارک: اتمام دوره بهائیت از فرق و ادیان و مذاهب، معاونت تبلیغ قم، تربیت کودک از طرح طلوع قم، مشغول به تحصیل درس خارج و تخصصی نجوم در مرکز مطالعات و پژوهش های نجومی وابسته به دفتر آیت الله سیستانی ، مسئول فرهنگی و پرسش و پاسخ در دانشگاه، مسئول جذب و پرسنلی گروه جهادی تبلیغی در تراب در سالهای 87-88 سابقه شش سال تبلیغ در استانهای کرمان، هرمزگان، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، گرگان، اصفهان، گلستان، فارس و قم از سال 86 الی 92

دکتر سید حسن زمانی از اساتید درس خارج آیت عظام مکارم شیرازی، زنجانی، علوی گرگانی و بروجردی، کارشناس ارشد مرکز تخصصی مهدویت قم، پژوهشگر و نویسنده کتب ندای آسمانی، نشانه های قیام حضرت مهدی (عج)، مساجد در عصر ظهور و همچنین طراح و نویسنده بسیاری از بروشور های مرکز تخصصی مهدویت و مقالات علمی برخی از مجلات تخصصی مهدویت و تدریس در دوره تربیت مربی مهدویت در قم و نقاط مختلف کشور و...

سید حسین فاطمی نژاد، دیپلم تجربی، قبولی در کنکور سراسری علوم انسانی با رتبه 237 دانشگاه شهید چمران اهواز، اخذ مدرک کارشناسی حقوق ، قبولی در رشته حقوق خصوصی در دانشگاه مفید قم، اخذ مدرک کارشناسی ارشد حقوق خصوصی با معادل 67/17 قبولی در رشته حقوق خصوصی در مقطع دکترا، سطح دو حوزه، مبلغ طرح هجرت، فعالیت تبلیغی در مدارس و مساجد شهرستان لامرد، وکیل پایه یک دادگستری، ترجمه کتاب (عربی و انگلیسی) و همکاری باصدا و سیما، مسلط به زبانهای بیگانه، عربی، انگلیسی، فرانسوی تدریس در دانشگاه آزاد قم، دارای مدرک پایان نامه برتر کارشناسی ارشدکشور، استعداد درخشان به علت کسب رتبه برتر کشور در کنکور سراسری

 

حسین رفیعی فرزند علی، سطح سه سطوح عالی حوزه، سه سال درس خارج، تبلیغ در شهرستانهای شیراز، گراش ،جهرم، لامرد، استهبان ،ارسنجان و پارسیان، دیپلم کلاسیک رسمی، دوره کوتاه وهابیت، دوره تبلیغ گرایش حج در سطح کارشناسی ارشد همراه

سید مجتبی حسینی نژاد، درس خارج عالی حوزه، دیپلم رسمی ، سیزده سال سابقه تبلیغ ، واعظ و سخنران، و شش سال تبلیغ در فضای مجازی

سید حسین علوی، مدرک رسمی پیش دانشگاهی، حوزوی اتمام سطح یک، دارای مقاله در زمینه های اخلاقی، فلسفی، حدیث وتاریخ، سوابق تبلیغی دو سال در شهرستان مهریز و هرمزگان،

سید محمد تقی علوی؛ طلبه درس خارج فقه، فارغ و تحصیل مرکز تبلیغ حوزه علمیه، مسلط به زبان انگلیسی و مبلغ چند استان و شهرستان و ...

 

سید مرتضی حسینی نژاد، طلبه در خارج فقه و اصول از شاگردان آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله سبحانی از مراجع عظام تقلید، 15 سال مبلغ ویژه مناطق اهل سنت به دستور آیت الله ایت الهی امام جمعه فقیه لارستان و ...

 

پاسخگویی به مسائل مربوط به مهدویت در نمایشگاه های مختلف و عظیم کشوری مانند نمایشگاه مهدوی در حرم مطهر حضرت معصومه و ...



به گزارش شیرازه به نقل از لامرود، نمایشگاه حدیث غربت توسط جوانان فرهنگی شهرستان به صورت خودجوش با پشتیبانی همه جانبه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ناحیه لامرد با مساحت بیش از پنج هزار متر ربع ساخته شده است.

زمان ساخت به صورت شبانه روز بوده و با نیرویی بیش از صد نفر عاشق دلسوخته، در بیش از شصت روز با میانگین بیست و چهار هزار ساعت کار آماده بهره برداری شده است.

کلیه هزینه این نمایشگاه با کمک خیرین و مساعدت مالی و جنسی کم مردم صورت گرفته و از هیچ ارگان و نهادی کمک مالی دریافت ننموده.

تاکنون نظیر این نمایشگاه در هیچ جای کشور بنا نشده و برای اولین بار در جنوب فارس و قطب تشیع جنوب با همت خادمان حضرت فاطمه زهرا (س) ساخته شده است.

چهارده غرفه شامل منزل میثم تمار (ایستگاه صلواتی)، بیت حضرت فاطمه (س)، حرم امام  حسین (ع)، مدرسه  امام جعفر صادق(ع)، مهدویت، مسجد النبی(پرسش و پاسخ توسط روحانیون مستقر در نمایشگاه)، غرفه بهشت و جهنم کودکان، غرفه دشمنان امروز فاطمه (سه دشمن بهائیت، وهابیت و شیطان پرستی)، جنگ نرم و شهید اقتدار فرهنگی (شهید انصاری رایزن فرهنگی لبنان)، غرفه بزرگ دفاع مقدس و معراج شهدا، بیت الحزان قبرستان احد، نخلستان فدک و قبرستان بقیع از جمله غرفه هایی است که بسیج محلات، دانشگاه آزاد، دانشگاه پیام نور، کانون های فرهنگی مساجد و ... در آن فعالیت می کنند.

راویان نخبه و اساتید روحانی دعوت شده از شهرستان قم در جای جای نمایشگاه مستقر هستند که جوابگوی مردم و بازدید کنندگان می باشد.

اولین یادواره شهدای ورزشکار دو شب در میان این نمایشگاه برگزاری خواهد شد، مراسم تشیع نمادین تابوت حضرت زهرا (س) از نمایشگاه تا شهدای گمنام شهرستان مهمترین و بزرگترین برنامه این نمایشگاه خواهد بود که در اختتامیه صورت خواهد گرفت.


فاطمیه نمایشگاه عشق است/دست خادمان را می بوسم/هدیه شهرداری به خادمان حضرت زهرا


لامـــــــرود - حسین شبانی نژاد شهردار شهر لامرد در حاشیه بازدید از نمایشگاه فاطمیه لامرد در گفتگو با خبرنگار لامـــــــــرود با اشاره به وضعیت فعلی جامعه که با تهاجم فرهنگی بسیار شدیدی در عرصه داخلی و خارجی روبرو هستیم افزود: مسئله فرهنگ در جامعه امروز ما بسیار غریب واقع شده است، به ویژه اینکه مقام معظم رهبری مدظله العالی امسال را یک سال فرهنگی نامیدند و به بحث فرهنگ و نیاز جامعه در این مقوله نگاه ویژه ای داشته اند.

 

وی در ادامه اظهار داشت: برای خنثی کردن هجمه های فرهنگی دشمنان بر علیه تشیع و مخصوصا جمهوری اسلامی ایران چاره ی کار این است که با سلاح خودشان وارد عمل شده و اگر بخواهیم  تاثیر تهاجم دشمن را در جامعه به حداقل برسانیم باید با سلاح فرهنگ وارد مبارزه با تهاجم فرهنگی شویم.

 

 



کسانی در این وادی قدم گذاشتند که بی شک دعوت شده حضرت زهرا س بودند. این موضوع برای همه ما که شبانه روز در خدمتگزاری خادمان حضرت هستیم ملموس و محسوس شده است. وقتی آن زن روستایی که فقط سه خانوارند و در یک روستا زندگی می کنند با اشک می گوید: نمی دانم چه شده که فاطمه زهرا س به من توجه  کرده است تا تنور خانه اش را بسازم و یا آن پیرزن تنهایی که می گوید: مادر بیا این در چوبی خانه من را خراب کن و به خانه حضرت زهرا ببر تا من هم در ثوابش شریک باشم، و یا نوجوانی که نیمه شب با لباسهای گلی در اوج خستگی جسمی در گوشه ای از کوچه نشسته و در تاریکی با خود نجوا دارد، و وقتی نور دوربین روی او می افتد اشکهایش را پنهان کرده  و با بغض می گوید: حسن ع کجا بود که مادرش را کتک زدند؟! مگر در این کوچه ها یک مرد نبود که به او کمک کند؟!  کنارش می نشینم و این شعر برایش می خوانم: کوچه های غربت و غم قحطی یک مرد بود... خانه مان در غارت بی غیرتی نامرد بود.. بنلد می شود و دستش را به دیوار می گذارد و های های گریه می کند.

این کوچه ها هنوز شکل واقعی به خود نگرفته اند که این چنین دلها را برده است و این اثر، چیزی نیست مگر همان عنایتی که حضرت به تک تک خدام خودش داشته و آنان را به این بزم دعوت کرده است. در مقابل افرادی هم هستند که ادعایی دارند اما غافلند، متاسفانه کسانی که به هر توجیحی در مقابل چنین حرکات فرهنگی و موثری قرار می گیرند نمی دانم، آیا آنان جوابی برای آخرت خود خواهند داشت؟!

بار سنگین فیزیکی و ساخت و ساز، هماهنگی های نرم افزاری و آماده سازی بستری مناسب برای عزیزانی که در قم زحمت می کشند تا این کار عظیم به خوبی به اتمام برسد، بار طاقت فرسای مالی و جوابگویی به تک تک کسانی که لطف کردند و ابزار و لوازماتی در اختیار ما گذاشتند، تغذیه و فراهم کردند نیروی کار و هزاران دغدغه دیگر خستگی ندارد، زخم زبان و هجمه های دشمن کاری از پیش نخواهد برد اما غفلت عده ای از دوستان و نیش و کنایه ها و گاهی سنگ اندازی بعضی ها دل را می آزارد، یقین دارم که آنان هم قلبا مایل نیستند مخالفت کنند لذا گاهی و واسطه هایی است که آنان را مجبور می کند تا آب به آسیاب دشمن بریزند به قول حاج آقای مصلحی وزیر سابق اطلاعات و آن روضه خوان معتمدی که هر شب روزه حضرت زهرا س به در شهری که اهل تسنن زندگی می کردند می خواند و از احادیثی که بر علیه آنان است استفاده می کرد، تا اینکه به او گفتند: چرا این کار را می کنی؟ می گفت: هر روز کسی در بازار به من پول می دهد می گوید نذر دارم آن قسمت روضه حضرت زهرا س بخوانی من هم می خوانم. غافل از اینکه دشمن سر بلندگوی بالای مسجد آن شیعه به طرف مسجد اهل تسنن داده است تا ایجاد اختلاف بین دو برادر مسلمان کند وقتی پیگیری می شود با واسطه های زیادی به ایادی استکبار و روباه پیر انگلیس می رسند.

من بعنوان برادر کوچکتر همه عزیزان فرهنگی، تقاضامندم در این کار عظیم که اجر بزرگی به دنبال خواهد داشت شرکت کرده و خود را کنار نکشند. اتحاد ماست که پشت دشمن را می شکند، اتحاد ماست که شیطان را ناامید خواهد کرد، و این اتحاد ماست که استکبار را سردرگم کرده است پس با اجرای فرامین مقام معظم رهبری مدظله العالی مبنی بر بالا بردن بصیرت و اینکه فاطمیه را عاشورایی برگزار کنیم  ضربه ای باشیم بر پیکره پوسیده استکبار، وهابیت و تکفیری های جگرخوار.

بیاییم با اتحاد و همبستگی، با کار کارشناسی و استفاده از متخصصین امر، برادران اهل تسنن و شیفتگانی که علاقمند به پیوستن به وادی پاک شیعه هستند را هدایت و با تفکیک همسایگان اهل تسنن از وهابیت و تکفیری ها قدمی در اثبات مظلومیت شیعه برداریم. در پایان ضمن تشکر و قدردانی از فرمانده ارزشی و زحمتکش سپاه ناحیه شهرستان، مدیر عامل محترم پالایشگا گاز پارسیان، شورای محترم شهر، مدیر عامل محترم کارخانه سیمان شهردار فرهنگی و زحمتکش شهرمان و خیرین و همه مردمی که در این راه ما را یاری فرمودند دست یاری به سوی دیگر نهادها و ارگانها دراز کرده و همه را به این بزم باشکوه و معنوی دعوت می نمایم.    



مطالب قدیمی‌تر